سایت تفریحی بیا تو نپتا

  حلول ماه مبارك رمضان بر عموم مسلمانان جهان مبارك باد

 
منوی اصلی
لینکهای سریع

آرشیو هفتگی
هفته دوم شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اول اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته اول فروردین 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته اول اسفند 1388
هفته چهارم بهمن 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته اول بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته سوم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته اول دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388

دوستان نپتا

تبلیغات متنی

محل تبلیغات شما
  تبلیغات متنی شما در پایگاه تفریحی بیا تو نپتا فقط با پنج هزار تومان(جهت سفارش تبلیغات با شماره تماس 09118436557 یا 09371604740 تماس بگیرید)
محل تبلیغات شما
 تبلیغات متنی شما در پایگاه تفریحی بیا تو نپتا فقط با پنج هزار تومان(جهت سفارش تبلیغات با شماره تماس 09118436557 یا 09371604740 تماس بگیرید)
محل تبلیغات شما
 تبلیغات متنی شما در سایت تخصصی نپتا فقط با پنج هزار تومان(جهت سفارش تبلیغات با شماره تماس 09118436557 یا 09371604740 تماس بگیرید)

گفتوگو با مدیران

حامد صادقی_مدیر



نیلوفر موسوی_معاون


دانلود نرم افزار

جهت دانلود هر محصول رو نام آن كلیك كنید

نرم افزار مدیریت دانلود
نرم افزار فشرده سازی قدرتمند


نظر سنجی
به نظر شما بهتر است چه امكاناتی به سایت اضافه شود؟







تابلو ی اعلانات


#جهت تبادل لینك كلیك كنید#
دانلود فیلم آشنایی با پایگاه تفریحی بیاتونپتا
مسابقه ی بزرگ ماه رمضان


  دروغکی عاشق نشو

دروغکی عاشق نشو
که عاشقی راستی می خواد
قولو قرارای قدیم
نگو که یادت نمیاد
نگو که یادت نمیاد

نگو که اون حرفای خوب
تمامشون یه قصه بود
طفلی دل ساده من
به پای کی نشسته بود
به پای کی نشسته بود

تویی که قصر قصه رو
ساختی با نیرنگو فریب
منی که اشنا شدم
با این زمونه غریب
منی که دل به عشق تو
رو سادگی باخته بودم
چه سخته باورش ولی
عشقمو نشناخته بودم
عشقمو نشناخته بودم

بازم میگم تا بدونی
که عاشقی راستی می خواد
دروغ نگو که عاشقی
به رنگ چشمات نمیاد
روطاق اسمون دل
سکه خورشید منی
به شرطی که دیگه دم از
عشق دروغی نزنی
عشق دروغی نزنی

دروغکی عاشق نشو
که عاشقی راستی می خواد
قولو قرارای قدیم
نگو که یادت نمیاد
نگو که یادت نمیاد

نگو که اون حرفای خوب
تمامشون یه قصه بود
طفلی دل ساده من
به پای کی نشسته بود
به پای کی نشسته بود



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:42  پیامها

  آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک اخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه به یادت دادیم
بر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخردنیاست بخند

 

 


شاعر: نغمه رضایی

+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:42  پیامها

  تولدت مبارک

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک


تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما



تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من


الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
به خاطر و جودت به افتخار بودن



تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی



ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس


تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس



واسه تولد تو باید دنیا رو اورد
ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد


اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد



تولدت عزیزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون


الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

 



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:41  پیامها

  عزیزم غصه ی عالم به ما چه!؟

باید بگویم فکر فردا را ندارم

من طاقت غم های بیجا را ندارم



اینجا کنار تو برایم امن امن است

ترس از جهنم و هیولا را نداریم



اصلا عزیزم غصه ی عالم به ما چه!؟

ظرفیت غمگین شدن ها را ندارم



من کل دنیایم فدای تار مویت

دارم تو را و کل دنیا را ندارم



یک آدم معمولیم _ دیوانه ی تو _

من شهرت مجنون و لیلا را ندارم



با تو هر آنچه خوب و دلخواهست دارم

شاید ... اگر ... ای کاش و اما را ندارم



طغیان از تو گفتن و از تو نوشتن

شد این غزل که گفته ام با " را ندارم " .

 

 

شاعر: محسن باقرلو و مریم ترین



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:40  پیامها

  مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست



عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود



سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او

برای مطالعه به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید..........


+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:39  پیامها ادامه مطلب

  مادر تو را سپاس می گویم

مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من.

گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.

گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند.

گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد.

گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.

گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد.

مادر تو شگفتی خلقتی ، تو لبریز از عظمتی ؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.

 



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:38  پیامها

  بهانه

22:10

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدم و به روی گل باریدم



گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او بوسیدم



گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن

من هم چو گل ستاره ها تابیدم



گفتی که برای باغ دل پیچک باش

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم



گفتی که برای لحظه ای دریا شو

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم



گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم



گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز

گل دادم و با ترنّمت روییدم



گفتی که بیا و از وفایت بگذر

از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم



گفتم که بهانه ات برایم کافیست

معنای لطیف عشق را فهمیدم

 

شاعر: مریم حیدر زاده



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:38  پیامها

  سلام

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد.

خار خندید و به گل گفت : سلام و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت...

ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود،

دست بی رحمی آمد نزدیک،

گل سراسیمه ز وحشت افسرد...

لیک آن خار در آن دست خزید

و گل از مرگ رهید ...

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت : سلام

 

 

 

کمک: اگه کسی شاعر این شعر رو می شناسه و متن کامل اون رو می دونه لطفا به ما بگه



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:35  پیامها

  میم مثل مادر .... !


آسمان را گفتم

می توانی آیا
بهر یک لحظهء خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم


برای مطالعه ی این شعر به ادامه ی مطلب بروید


+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:35  پیامها ادامه مطلب

  زیبایی محض

تجربیات زیبایی که هیچوقت نداشتم:

1- تا بحال پرنده ای پاک و معصوم بر شانه ام ننشسته تا خستگی در کند.

2- وحی خداوند بر من نازل نشده.

3- تا بحال در استادیوم آزادی مورد تشویق 120 هزار نفر قرار نگرفتم.

4- تا این لحظه به عنوان جذابترین مرد سال انتخاب نشدم.

5- شاداب ترین گلبرگ های بهاری را نوازش نکردم.

6- به بهترین و مجللترین رستوران اروپا نرفتم.

اما............

 

 

1- وقتی به آغوشم پناه می آوری

2- وقتی به عمق چشمانت مینگرم

3- وقتی به حرفهام میخندی

4- وقتی برات تیپ میزنم و تو از من تعریف میکنی

5- آنگاه که دستت را عاشقانه میبوسم

6- لحظه ای که با هم بر سر سفره خودمون نشستیم

به من احساسی بسیار لذتبخشتر و تجربه ای بسیار نادرتر را هدیه میکنی.

 

از تو ممنونم.



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:33  پیامها

  نامه ای عاشقانه

محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم

دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم

به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و

این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید

از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه

شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما

توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و

بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم

این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع

اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را

به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم

خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه

از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش

این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر

باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه

جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش

دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین

عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه

تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه

تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .



و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی نامه را یک خط در میان بخوان.



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:31  پیامها

  پرسید...

پرسید بخاطر كی زنده هستی؟

با اینكه دلم میخواست داد بزنم *بخاطر تو* گفتم *بخاطر هیچكس*

پرسید پس بخاطر چی زنده هستی؟

با اینكه دلم داد میزد *بخاطر تو*با بغض غمگینی گفتم *بخاطر هیچ چیز*

ازش پرسیدم تو بخاطر چی زنده هستی؟

اشك در چشمانش جمع شد و گفت *بخاطر كسی كه بخاطر هیچ زنده است*

 

 



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:31  پیامها

  دلم می ترسد

به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منی

و دل خسته ی من می ترسد که تو پژمرده شوی

که تو مرا به فراموشی شبها سپری

که مبادا به دلم رنگ سیاهی بزنی

و به شبهای امیدم تو تباهی بزنی

دل من ترانه دارد غم عاشقانه دارد

به هوای روی ماهت همه شب بهانه دارد

 



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:30  پیامها

  حرف آخر...

 

به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم...

یاد گرفتم به خاطر كسی كه دوستش دارم باید دروغ نگم.

یاد گرفتم هیچكس ارزش شكوندن غرورم رو نداره.

یاد گرفتم توی زندگی برای اون كه بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشكونم.

یاد گرفتم گریه ی هیچكس رو باور نكنم.

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از كجا بگم از كی بگم...

می خوام همین جا دلمو بشكونم خوردش كنم تا دیگه عاشق نشه.

تا دیگه كسی رو دوست نداشته باشه.

توی این زمونه كسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شكونه.

می خوام بشم همون آدم قبل كسی كه از سنگ بود و دو رو برش دیواری از سكوت و بی تفاوتی...

دو روز دنیا ارزش این رو نداره كه بخواد همش به غم و غصه بگذره.

می خوام برم جایی كه كسی منو نشناسه...

اینجا نمی تونه جزیره ی بهشت من باشه...

می خوام تنها باشم...

از خودمم دور باشم...

نباشم...

نباشم...

تقدیم به دلشكسته ها



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:30  پیامها

  امان از دل نازک مردان

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.

مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.

زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.

مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.

زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.

مرد جوان: منو محکم بگیر.

زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.

مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

 

 

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت.

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.



+| نوشته شده توسط حامد صادقی در پنجشنبه 11 شهریور 1389 و ساعت 14:27  پیامها


مطالب پیشین

دروغکی عاشق نشو
آدمک آخر دنیاست بخند
تولدت مبارک
عزیزم غصه ی عالم به ما چه!؟
مجنون نمازش را شکست
مادر تو را سپاس می گویم
بهانه
سلام
میم مثل مادر .... !
زیبایی محض
نامه ای عاشقانه
پرسید...
دلم می ترسد
حرف آخر...
امان از دل نازک مردان
1 2 3 4 5 6 7 ...

آمار و اطلاعات
بازدیدها:
امروز:
دیروز:
مجموع بازدیدها:
اطلاعات سایت:
پست ها:
نظرات:

نویسندگان :
حامد صادقی (396)
نویسندگان :
نیلوفر موسوی (271)

خبرنامه





با عضویت در خبرنامه علاوه بر مطالب سایت ماهانه بیش از 1000 ایمیل از ما دریافت كنید

جستجو گر

 

 


تبلیغات
Create your flash banner free online

تصویر طنز

امكانات


 
صفحه اصلی |  تماس با ما |  پست الکترونیک |  اضافه به علاقه مندی ها |  انجمن

This Template Designed & Converted by bia2nepta.ir

بیا تو نپتا مكانی برای تجمع تمامی ایرانیان....bia2nepta...اگر دنبال مكانی میگردید كه بتوانید به وسیله ی آن نهایت بهره را از اینترنت ببرید به پایگاه ما مراجعه نمایید...بیا تو نپتا سن و سال نمیشناسه چون واسه هر سنی مطالب آموزنده داره.....منتظرتون هستیم....بیاتونپتا.....bia2nepta.ir.....همه با هر رنگ و نشان به سلامت نپتا ی جوان.....دوستت داریم نپتا